الکتروفیزیولوژیک عصب و عضله یا نوار عصب و عضله

مطالعات الکتروفیزیولوژیک عصب و عضله یا نوار عصب و عضله

کار دستگاه عصبی در جانوران هماهنگی فعالیت ماهیچه ها است. دستگاه عصبی انسان به دو بخش دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه عصبی محیطی تقسیم بندی شده است. دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع و دستگاه عصب محیطی شامل دو قسمت است. دستگاه عصبی محیطی از 12 جفت رشته عصبی مغزی و 31 جفت رشته عصبی نخاعی تشکیل شده است که مغز و نخاع را به سایر قسمتهای بدن وصل می کنند. یک قسمت دستگاه عصبی محیطی سیستم حرکتی  یا موتور آن است که معمولاً از شاخ قدامی نخاع منشا می گیرد و وارد عضله می شود. این قسمت از عصب فرمان های حرکتی را  از نخاع به عضله می رساند و به عضلات خاصی دستور می دهد که چه مقدار  و با چه سرعتی منقبض شوند و در نتیجه کار خاصی صورت بگیرد . دیگری قسمت حسی آن است که پیام های حسی را از اندام های تحتانی و فوقانی به داخل نخاع می‌آورد و به شاخ خلفی نخاع می پیوندد. کلمه قدامی یعنی جلو و کلمه خلفی یعنی عقب. کلمه های عربی هستند که از  سالهای قبل که دانشکده پزشکی در ایران بنا شده است مورد استفاده اساتید و پزشکان بوده اند. از اینرو وقتی می خواهیم که عصبی را مطالعه کنیم باید هر دو قسمت حسی و حرکتی آن را مطالعه کنیم.  بنابراین، تست عصب محیطی شامل مطالعه سرعت هدایت عصب nerve conduction  velocity  یا NCV و دیگری مطالعه عضله EMG  (electromyography) است که با  فرو کردن الکترودهای سوزنی در داخل عضله انجام می شود. هردوی این قسمتها باعث  مطالعه سیستم عصب محیطی حسی و حرکتی می شود. مطالعات حسی عصب در واقع سالم بودن ریشه خلفی عصب و  گانگلیون خلفی را که در داخل فورامن یا سوراخ بین مهره ای قرار دارد و نیز راههای حسی را بررسی می کند.  ئول حس لرزش یا حس فضایی بدن است . حس  فضایی یعنی حسی که در هر لحظه می فهمیم که مثلاً انگشت شست  در چه وضعیتی قرار گرفته است. مطالعاتی که بر روی سیستم موتور یا سیستم حرکتی انجام می‌شود، در واقع سالم بودن  راه های حرکتی شامل  راههایی است که از شاخ قدامی نخاع شروع  تا محل چسبیدن عصب و عضله را بررسی می کند که اصطلاحاً junction عصب و عضله نامیده می شود. در واقع مطالعات الکتروفیزیولوژیک عصب و عضله تکمیل کننده معاینات فیزیکی هستند و باعث اثبات و نیز مشخص کردن محل ضایعه در سیستم موتور یا حسی یک فرد می باشد. مطالعات عصب و عضله همچنین تیپ صدمه عصبی را  در یک عصب محیطی نشان می‌دهد . یعنی نشان می دهد که  شدت صدمه به عصب چقدر بوده است؟ آیا اکسون نورون صدمه خورده است یا آکسون سالم است فقط غلاف میلین نورون صدمه خورده است. علاوه بر آن مطالعات الکتروفیزیولوژی  نشان می‌دهند که صدمه به عصب چقدر طول کشیده است آیا یک صدمه به عصب جدید یا حاد است یا قدیمی و مزمن.  همچنین در مواردی که عصب در حال بهبود است مطالعات الکتروفیزیولوژیک می‌تواند نشان دهد که چه مقداربهبودی در عصب  یا در عضله حاصل شده است .از طرفی می دانیم که هر عصب مانند یک کابل تلفن شامل هزاران رشته های عصبی  ریز دیگر در داخل آن است . این رشته های کوچک نیز توسط غلافهای عایقی از هم جدا شدند حال در یک شرایطی ممکن است که غلاف های عایق این رشته های کوچک  در داخل عصب از بین بروند. و در واقع رشته های نازک داخل عصب دچار اتصالی شوند. این حالت را اصطلاحاً پلی نوروپاتی حسی یا پلی نوروپاتی حرکتی می گویند. مطالعات الکتروفیزیولوژیک علاوه بر بیماری های عصب محیطی می توانند بیماری های خود عضله را که اصطلاحاً میوپاتی نامیده می شوند  را تشخیص دهند.

یکی از کاربردهای مهم مطالعات الکتروفیزیولوژی تشخیص ضایعات پیشرونده سلول‌های حرکتی شاخ جلویی یا قدامی نخاع است که بیماری سیستم حرکتی یا  بیماری موتور نورون motor neuron disease نامیده می شود .مطالعات الکتروفیزیولوژیک عصب و عضله باید توسط فردی که این کار را انجام می‌دهد تفسیر شود و مانند نوار قلب نیست که قوانین ثابتی داشته باشد و بتواند توسط هر دکتری تفسیر شود. صدمات عصب محیطی شامل ۱- ضایعه در ریشه عصب  ، ۲- صدمه در آکسون ۳- صدمه در غلاف میلین است. ضایعات موضعی غلاف میلین فقط سرعت هدایت عصب در محل ضایعه  آهسته یا قطع می شود ، در بالا پایین ضایعه مشکلی دیده نمی شود . در حالی که در این صدمات اکسون سرعت هدایت عصب در بالا و پایین ضایعه  از بین میرود و قابل کشف نیست . علت آن است که پس از صدمه آکسون دژنراسیون والرین رخ می دهد یعنی کل آکسون از بین میرود و دوباره ساخته می‌شود. در هر دو صدمه غلاف میلین  و صدمه آکسون در مطالعه حسی و حرکتی عصب اختلال دیده میشود اما در صدمات غلاف میلین معمولاً ضعف عضلانی دیده نمی شود ،  زیرا جریان الکتریکی در عضله وارد میشود اگر چه این جریان آهسته است و با تاخیر وارد عضله میشود . اما در صدمه آکسون عضله معمولاً ضعیف است . ۱  نکته مهم این است که مطالعات  الکتروفیزیولوژی سالم بودن فیبرهای عصبی حرکتی و حسی بزرگ را بررسی می‌کند اما فیبرهای کوچک قابل بررسی نیستند . به این دلیل بیماری که فقط درد دارد مطالعه الکتروفیزیولوژی قابل ارزیابی نیست. زیرا درد  از طریق ریشه های کوچک فیبرهای عصبی نوع C منتقل می شود .

مطالعه سرعت هدایت عصب

در بررسی الکتروفیزیولوژی اولین تستی  که انجام می شود مطالعه حرکتی و حسی عصب محیطی است .برای این منظور دو نوع الکترود  به کار میروند ، یکی الکترود تحرک است که جریان الکتریکی را وارد عصب می‌کند و یکی الکترود  ثبت کننده است که جریان الکتریکی را ثبت می‌کند . در این مطالعه در بررسی قسمت حسی عصب، در یک قسمت از عصب جریان الکتریکی وارد می کنند که از کم شروع می شود به تدریج افزایش پیدا می کند  و هدایت عصب را در روی پوست ثبت کنند . در بررسی قسمت موتور یا حرکتی عصب محیطی ، جریان الکتریکی را توسط الکترود محرک وارد عصب می‌کنند و الکترود ثبت کننده را روی عضله می گذارند. در واقع قدرت و سرعت تحریک عضله توسط عصب را بررسی می کنند. مدت تحریک و شدت تحریک به تدریج افزایش پیدا می کند تا به یک پاسخ ماکسیمال برسد. در مطالعات سرعت هدایت عصب نوع مطالعه  معمولاً تشخیص داده می شود که شامل موتور یا حرکتی، حسی و مخلوطی از اینهاست شکل ۱۴۱

مطالعات حسی  و حرکتی معمولا بر روی هر بیماری انجام می شود ولی  مخلوط مطالعات مخلوط معمولاً در بررسی بیماریهای خاصی مانند کارپال تونل که در اثر گیر افتادن عصب مدیان در مچ دست اتفاق می‌افتد انجام می‌شود .برای مطالعات عصب محیطی و حرکتی عصب محیطی در اندام فوقانی و اندام تحتانی پروتکل های خاصی انجام می شود که در جدول ۱ و ۲ نشان داده شده است. در مطالعه سرعت هدایت عصب در اندام فوقانی برای مطالعه  قسمت حرکتی عصب سرعت هدایت عصبی  در دو عصب مدیان و اولنار اندازه گیری میشود برای این منظور عصب مدیان را تحریک و واکنش حرکتی  آن را روی عضلات ناحیه تنار اندازه گیری  می‌کنند. در مرحله بعد عصب اولنار را تحریک میکند و سرعت هدایت قسمت حرکتی عصب را روی عضلات ناحیه  هیپوتنار یا عضله بین استخوانی اول اندازه گیری می کنند. در بررسی حسی عصب  مدیان نیز عصب مدیان را تحریک و  واکنش حسی آن را روی پوست انگشت سبابه ، شست ، یا میانی  ثبت میکنند . در بررسی حسی عصب اولنار نیز ، عصب اولنار را تحریک و واکنش حسی آن را روی پوست  انگشت پنجم یا انگشت کوچک اندازه می گیرند . در بعضی از موارد که عصبهای دیگر را هم بررسی میکنند برای مطالعه   عصب رادیال ، عصب رادیال را تحریک می کند و قسمت حرکتی آن را  بر روی عضله اکستانسور انگشت میانی یا عضله براکیورادیالیس ثبت می‌کنند. برای مطالعه موسکولو کوتانئوس ، این  عصب را تحریک می کنند و واکنش حرکتی آن را روی  عضله دوسر بازو اندازه میگیرند و برای مطالعه عصب  آگزیلاری، این عصب را تحریک و واکنش حرکتی آن را روی عضله دلتوئید ثبت میکنند  .برای مطالعه اثرات قسمت حسی  عصب رادیال این عصب را تحریک و در  قاعده شست قسمت هستی آن را اندازه گیری می کنند.

مقالات پربازدید